آکادمی پلیکان

گر باد بر آن زلف پریشان زندت (371)

- اندازه متن +

گر باد بر آن زلف پریشان زندت
مه طال بقا از بن دندان زندت

ای ناصح من ز خود برآئی و ز نصح
گر زانچه دلم چشیده بر جان زندت

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×