آمد آمد آنکه نرفت او هرگز (926)
-
اندازه متن
+
آمد آمد آنکه نرفت او هرگز
بیرون نبد آن آب از این جو هرگز
او نافهٔ مشک و ما همه بوی وئیم
از نافه شنیدهای جدا بو هرگز
آمد آمد آنکه نرفت او هرگز
بیرون نبد آن آب از این جو هرگز
او نافهٔ مشک و ما همه بوی وئیم
از نافه شنیدهای جدا بو هرگز
ما به خرمنگاه جان بازآمدیم جانب شه همچو شهباز آمدیم
سیر گشتیم از غریبی و فراق…
گر جان داری بیا و جان باز آنجا آن جای که بودهای ز آغاز آنجا
یک…

