آمد آمد آنکه نرفت او هرگز (926)
-
اندازه متن
+
آمد آمد آنکه نرفت او هرگز
بیرون نبد آن آب از این جو هرگز
او نافهٔ مشک و ما همه بوی وئیم
از نافه شنیدهای جدا بو هرگز
آمد آمد آنکه نرفت او هرگز
بیرون نبد آن آب از این جو هرگز
او نافهٔ مشک و ما همه بوی وئیم
از نافه شنیدهای جدا بو هرگز
این نیم شبان کیست چو مهتاب رسیده پیغمبر عشق است ز محراب رسیده
آورده یکی مشعله…
متاز ای دل سوی دریای ناری که میترسم که تاب نار ناری
وجودت از نی و…

