آمد آمد آنکه نرفت او هرگز (926)
-
اندازه متن
+
آمد آمد آنکه نرفت او هرگز
بیرون نبد آن آب از این جو هرگز
او نافهٔ مشک و ما همه بوی وئیم
از نافه شنیدهای جدا بو هرگز
آمد آمد آنکه نرفت او هرگز
بیرون نبد آن آب از این جو هرگز
او نافهٔ مشک و ما همه بوی وئیم
از نافه شنیدهای جدا بو هرگز
گفت…
من چوب گرفتم به کفم عود آمد من بد کردم بدیم مسعود آمد
گوید که در…

