گفتم چشمم گفت سحابی کم گیر (911)
-
اندازه متن
+
گفتم چشمم گفت سحابی کم گیر
گفتم جگرم گفت سرابی کم گیر
گفتم که دلم گفت کبابی کم گیر
گفتم که تنم گفت خرابی کم گیر
گفتم چشمم گفت سحابی کم گیر
گفتم جگرم گفت سرابی کم گیر
گفتم که دلم گفت کبابی کم گیر
گفتم که تنم گفت خرابی کم گیر
ساقیا این می از انگور کدامین پُشتهست که دل و جان حریفان ز خمار آغشتهست
خم…
ای جان تو جانم را از خویش خبر کرده اندیشه تو هر دم در بنده اثر کرده

