گفتم چشمم گفت سحابی کم گیر (911)
-
اندازه متن
+
گفتم چشمم گفت سحابی کم گیر
گفتم جگرم گفت سرابی کم گیر
گفتم که دلم گفت کبابی کم گیر
گفتم که تنم گفت خرابی کم گیر
گفتم چشمم گفت سحابی کم گیر
گفتم جگرم گفت سرابی کم گیر
گفتم که دلم گفت کبابی کم گیر
گفتم که تنم گفت خرابی کم گیر
ای دل تا ریش و خسته میدارندت دیوانه و پای بسته میدارندت
مانندهٔ دانهای که مغزی…
هین وقت صبوحست میان شب و روز غیر از مه وخورشید چراغی مفروز
زان آتش آب…

