آکادمی پلیکان

گفتم چشمم گفت سحابی کم گیر (911)

- اندازه متن +

گفتم چشمم گفت سحابی کم گیر
گفتم جگرم گفت سرابی کم گیر

گفتم که دلم گفت کبابی کم گیر
گفتم که تنم گفت خرابی کم گیر

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×