گفتم بنما که چون کنم بمیر (910)
-
اندازه متن
+
گفتم بنما که چون کنم بمیر
گفتم که: شد آب روغنم گفت بمیر
گفتم که شوم شمع من پروانه
ای رو تو شمع روشنم گفت بمیر
گفتم بنما که چون کنم بمیر
گفتم که: شد آب روغنم گفت بمیر
گفتم که شوم شمع من پروانه
ای رو تو شمع روشنم گفت بمیر
من پیر شدم پیر نه ز ایام شدم از نازش معشوقه خودکام شدم
در هر نفسی…
لاله ستانست از عکس تو هر شورهای عکس لبت شهد ساخت تلخی هر غورهای
مصحف عشق…

