گفتم بنما که چون کنم بمیر (910)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۵/۱۷
-
اندازه متن
+
گفتم بنما که چون کنم بمیر
گفتم که: شد آب روغنم گفت بمیر
گفتم که شوم شمع من پروانه
ای رو تو شمع روشنم گفت بمیر
سیر گشتم ز نازهای خسان (2101)
سیر گشتم ز نازهای خسان کم زنم من چو روغن به لسان
بعد از این شهد…
مولانا 
