لعلیست که او شکر فروشی داند (807)
-
اندازه متن
+
لعلیست که او شکر فروشی داند
وز عالم غیب باده نوشی داند
نامش گویم و لیک دستوری نیست
من بندهٔ آنم که خموشی داند
لعلیست که او شکر فروشی داند
وز عالم غیب باده نوشی داند
نامش گویم و لیک دستوری نیست
من بندهٔ آنم که خموشی داند
ای جمله جهان بروی خوبت نگران جان مردان ز عشق تو جامه دران
با این همه…
بود…

