گر صبر کنم جامعهٔ جان میسوزد (784)
-
اندازه متن
+
گر صبر کنم جامعهٔ جان میسوزد
جان من و آن جملگان میسوزد
ور بانگ برآورم دهان میسوزد
از من گذرد هر دو جهان میسوزد
گر صبر کنم جامعهٔ جان میسوزد
جان من و آن جملگان میسوزد
ور بانگ برآورم دهان میسوزد
از من گذرد هر دو جهان میسوزد
من عادت و خوی آن صنم میدانم او آتش و من چو روغنم میدانم
از نور…
ای خواجه به خواب درنبینی ما را تا سال دگر دگر نبینی ما را
ای شب…

