گر صبر کنم جامعهٔ جان میسوزد (784)
-
اندازه متن
+
گر صبر کنم جامعهٔ جان میسوزد
جان من و آن جملگان میسوزد
ور بانگ برآورم دهان میسوزد
از من گذرد هر دو جهان میسوزد
گر صبر کنم جامعهٔ جان میسوزد
جان من و آن جملگان میسوزد
ور بانگ برآورم دهان میسوزد
از من گذرد هر دو جهان میسوزد
ما را چو ز عشق میشود راست مزاج عشق است طبیب ما و داروی علاج
پیوسته…
ای داروی فربهی و جان عاشق فربه ز خیال تو روان عاشق
شیرین ز دهان تو…

