گر صبر کنم جامعهٔ جان میسوزد (784)
-
اندازه متن
+
گر صبر کنم جامعهٔ جان میسوزد
جان من و آن جملگان میسوزد
ور بانگ برآورم دهان میسوزد
از من گذرد هر دو جهان میسوزد
گر صبر کنم جامعهٔ جان میسوزد
جان من و آن جملگان میسوزد
ور بانگ برآورم دهان میسوزد
از من گذرد هر دو جهان میسوزد
گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتان آمد آن گلعُذار کوفت مَرا بَر دَهان
گفت که…
جان من و جان تو بستست به همدیگر همرنگ شوم از تو گر خیر بود گر شر

