آکادمی پلیکان

گر با دل و دنده هیچ کارم افتد (779)

- اندازه متن +

گر با دل و دنده هیچ کارم افتد
در وقت وصال آن نگارم افتد

خون دل از آب دیده زان میبارم
تا آن دل و دیده در کنارم افتد

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×