کاری ز درون جان میباید (777)
-
اندازه متن
+
کاری ز درون جان میباید
وز قصه شنیدن این گره نگشاید
یک چشمهٔ آب در درون خانه
به زان رودی که از برون میآید
کاری ز درون جان میباید
وز قصه شنیدن این گره نگشاید
یک چشمهٔ آب در درون خانه
به زان رودی که از برون میآید
جمع تو دیدم پس از این هیچ پریشان نشوم راه تو دیدم پس از این همره ایشان نشوم
…
چنین باشد چنین گوید منادی که بیرنجی نبینی هیچ شادی
چه مایه رنجها دیدی تو هر…

