عقل و دل من چه عیشها میداند (768)
-
اندازه متن
+
عقل و دل من چه عیشها میداند
گر یار دمی پیش خودم بنشاند
صد جای نشیب آسیا میدانم
کز بیآبی کار فرو میماند
عقل و دل من چه عیشها میداند
گر یار دمی پیش خودم بنشاند
صد جای نشیب آسیا میدانم
کز بیآبی کار فرو میماند
ز بعد وقت نومیدی امیدیست به زیر کوری اندر سینه دیدیست
نبینی نور چون دانی تو…
رو ای غم و اندیشه خطا میگوئی از کان وفا چرا جفا میگوئی
هر کودک را…

