عشقی آمد که عشقها سودا شد (767)
-
اندازه متن
+
عشقی آمد که عشقها سودا شد
سوزیدم و خاکستر من هم لا شد
باز از هوس سوز خاکستر من
واگشت و هزار بار صورتها شد
عشقی آمد که عشقها سودا شد
سوزیدم و خاکستر من هم لا شد
باز از هوس سوز خاکستر من
واگشت و هزار بار صورتها شد
کو پای که او باغ و چمن را شاید کو چشم که او سرو و سمن را شاید
…
چو از سر بگیرم بود سرور او چو من دل بجویم بود دلبر او
چو من…

