شادم که غم تو در دل من گنجد (739)
-
اندازه متن
+
شادم که غم تو در دل من گنجد
زیرا که غمت بجای روشن گنجد
آن غم که نگنجد در افلاک و زمین
اندر دل چون چشمهٔ سوزن گنجد
شادم که غم تو در دل من گنجد
زیرا که غمت بجای روشن گنجد
آن غم که نگنجد در افلاک و زمین
اندر دل چون چشمهٔ سوزن گنجد
دیروز فسون سرد برخواند کسی او سردتر از فسون خود بود بسی
بر مایدهٔ عشق مگس…
مردم رغم عشق دمی در من دم تا زندهٔ جاوید شوم زان یکدم
گفتی که به…

