شادم که غم تو در دل من گنجد (739)
-
اندازه متن
+
شادم که غم تو در دل من گنجد
زیرا که غمت بجای روشن گنجد
آن غم که نگنجد در افلاک و زمین
اندر دل چون چشمهٔ سوزن گنجد
شادم که غم تو در دل من گنجد
زیرا که غمت بجای روشن گنجد
آن غم که نگنجد در افلاک و زمین
اندر دل چون چشمهٔ سوزن گنجد
جان جان مایی، خوشتر از حلوایی چرخ را پر کردی زینت و زیبایی
دایهٔ هستیها، چشمهٔ…
چون نبینم من جمالت صد جهان خود دیده گیر چون حدیث تو نباشد سر سر بشنیده گیر

