از آدمیی دمی بجائی ارزد (515)
-
اندازه متن
+
از آدمیی دمی بجائی ارزد
یک موی کز او فتد بکانی ارزد
هم آدمیی بود که از صحبت او
نادیدن او ملک جهانی ارزد
از آدمیی دمی بجائی ارزد
یک موی کز او فتد بکانی ارزد
هم آدمیی بود که از صحبت او
نادیدن او ملک جهانی ارزد
امشب که مه عشق تمامست تمام دلدار فرو کرده سر از گوشهٔ بام
امشب شب یاد…
به صلح آمد آن ترک تند عربده کن گرفت دست مرا گفت تکری یرلغسن
سؤال کردم…

