آنها که بآتش خزان سوختهاند (501)
-
اندازه متن
+
آنها که بآتش خزان سوختهاند
وز لطف بهار چشمشان دوختهاند
اکنون همه را خلعت تو دوختهاند
شیوهگری و غنج درآموختهاند
آنها که بآتش خزان سوختهاند
وز لطف بهار چشمشان دوختهاند
اکنون همه را خلعت تو دوختهاند
شیوهگری و غنج درآموختهاند
تا ظن نبری که از غمانت رستم یا بیتو صبور گشتم و بنشستم
من شربت عشق…
برای چشم تو صد چشم بد توان دیدن چه چشم داری ای چشم ما به تو روشن

