آکادمی پلیکان

تا ظن نبری که از غمانت رستم (1198)

- اندازه متن +

تا ظن نبری که از غمانت رستم
یا بی‌تو صبور گشتم و بنشستم

من شربت عشق تو چنان خوردستم
کز روز ازل تا با بد سرمستم

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×