سنبل چو سر عقاب زلف تو نداشت (351)
-
اندازه متن
+
سنبل چو سر عقاب زلف تو نداشت
در عالم حسن آب زلف تو نداشت
هر چند که لاف آبداری میزد
پیچید بس و تاب زلف تو نداشت
سنبل چو سر عقاب زلف تو نداشت
در عالم حسن آب زلف تو نداشت
هر چند که لاف آبداری میزد
پیچید بس و تاب زلف تو نداشت
خوش عادت خوش خو که محمد دارد ما را شب تیره بینوا نگذارد
بنوازد آن رباب…
آسوده کسی که در کم و بیشی نیست در بند توانگری و درویشی نیست
فارغ ز…

