سنبل چو سر عقاب زلف تو نداشت (351)
-
اندازه متن
+
سنبل چو سر عقاب زلف تو نداشت
در عالم حسن آب زلف تو نداشت
هر چند که لاف آبداری میزد
پیچید بس و تاب زلف تو نداشت
سنبل چو سر عقاب زلف تو نداشت
در عالم حسن آب زلف تو نداشت
هر چند که لاف آبداری میزد
پیچید بس و تاب زلف تو نداشت
تو دیده گشته و ما را بکرده نادیده بدیده گریه ما را بدین بخندیده
بخند جان…
من گرسنهام نشاط سیری دارم روباهم و نام و ننگ شیری دارم
نفسی است مرا که…

