آکادمی پلیکان

زان روی که دل بستهٔ آن زنجیر است (341)

- اندازه متن +

زان روی که دل بستهٔ آن زنجیر است
در دامن تو دست زدن تقدیر است

چون دست به دامنش زدم گفت بهل
گفتم که خموش روز گیراگیر است

کتاب رمان شب‌های روشن
مصاحبه با فروغ فرخزاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
از من بپرس
×