جانی که شراب عشق ز آن سو خورده است (280)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۵/۲۶
-
اندازه متن
+
جانی که شراب عشق ز آن سو خورده است
وز شیره و باغ آن نکو رو خوردهاست
آن باغ گلوی او بگیرد گوید
خونش ریزم که خون ما او خورده است
از مطبخ غمهاش بلا میرسدم (1138)
از مطبخ غمهاش بلا میرسدم هر لحظه به صد گونه ابا میرسدم
بوی جگر سوخته هر…
مولانا 
