آکادمی پلیکان

جانی که شراب عشق ز آن سو خورده است (280)

- اندازه متن +

جانی که شراب عشق ز آن سو خورده است
وز شیره و باغ آن نکو رو خورده‌است

آن باغ گلوی او بگیرد گوید
خونش ریزم که خون ما او خورده است

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×