این گرمابه که خانهٔ دیوانست (213)
-
اندازه متن
+
این گرمابه که خانهٔ دیوانست
خلوتگه و آرامگه شیطانست
دروی پریی، پری رخی پنهانست
پس کفر یقین کمینگه ایمانست
این گرمابه که خانهٔ دیوانست
خلوتگه و آرامگه شیطانست
دروی پریی، پری رخی پنهانست
پس کفر یقین کمینگه ایمانست
باز بهار می کشد زندگی از بهار من مجلس و بزم می نهد تا شکند خمار من
بگو دل را که گرد غم نگردد ازیرا غم به خوردن کم نگردد
نبات آب و…

