این گرمابه که خانهٔ دیوانست (213)
-
اندازه متن
+
این گرمابه که خانهٔ دیوانست
خلوتگه و آرامگه شیطانست
دروی پریی، پری رخی پنهانست
پس کفر یقین کمینگه ایمانست
این گرمابه که خانهٔ دیوانست
خلوتگه و آرامگه شیطانست
دروی پریی، پری رخی پنهانست
پس کفر یقین کمینگه ایمانست
عشق جانست عشق تو جانتر لطف درمان و از تو درمانتر
کافریهای زلف کافر تو گشته…
چیزی مگو که گنج نهانی خریدهام جان دادهام ولیک جهانی خریدهام
رویم چو زرگر است از…

