لاحول ولا دور کند آن غم را (67)
-
اندازه متن
+
لاحول ولا دور کند آن غم را
گر دیو رسد جان بنی آدم را
آن کز دم لاحول ولا غمگین شد
لا حول ولا فزون کند آن دم را
لاحول ولا دور کند آن غم را
گر دیو رسد جان بنی آدم را
آن کز دم لاحول ولا غمگین شد
لا حول ولا فزون کند آن دم را
ماه عید است و خلق زیر و زبر است تا فرجه کند هر آنکه صاحب نظر است
بباید عشق را ای دوست دردک دل پردرد و رخساران زردک
ای بیدرد دل و بیسوز…

