لاحول ولا دور کند آن غم را (67)
-
اندازه متن
+
لاحول ولا دور کند آن غم را
گر دیو رسد جان بنی آدم را
آن کز دم لاحول ولا غمگین شد
لا حول ولا فزون کند آن دم را
لاحول ولا دور کند آن غم را
گر دیو رسد جان بنی آدم را
آن کز دم لاحول ولا غمگین شد
لا حول ولا فزون کند آن دم را
مرا پرسی که چونی؟ بین که چونم خرابم بیخودم مستِ جنونم
مرا از کاف و نون…
در هر فلکی مردمکی میبینم هر مردمکش را فلکی میبینم
ای احول اگر یکی دو میبینی…

