ای در سر زلف تو پریشانیها (21)
-
اندازه متن
+
ای در سر زلف تو پریشانیها
واندر لب لعلت شکرافشانیها
گفتی ز فراق ما پشیمان گشتی
ای جان چه پشیمان که پشیمانیها
ای در سر زلف تو پریشانیها
واندر لب لعلت شکرافشانیها
گفتی ز فراق ما پشیمان گشتی
ای جان چه پشیمان که پشیمانیها
هم کفرم و هم دینم و هم صافم و درد هم پیرم و هم جوان و هم کودک…
هر جا به جهان تخم وفا برکارند آن تخم ز خرمنگه ما میآ رند
هرجا ز…

