ای در سر زلف تو پریشانیها (21)
-
اندازه متن
+
ای در سر زلف تو پریشانیها
واندر لب لعلت شکرافشانیها
گفتی ز فراق ما پشیمان گشتی
ای جان چه پشیمان که پشیمانیها
ای در سر زلف تو پریشانیها
واندر لب لعلت شکرافشانیها
گفتی ز فراق ما پشیمان گشتی
ای جان چه پشیمان که پشیمانیها
آن که مه غاشیه زین چو غلامان کشدش بوک این همت ما جانب بستان کشدش
گرچه…
اگر الطاف شمس الدین بدیده برفتادستی سوی افلاک روحانی دو دیده برگشادستی
گشادستی دو دیده پرقدم…

