آکادمی پلیکان

یک قوصره پر دارم ز سخن (2094)

- اندازه متن +

یک قوصره پر دارم ز سخن
جان می‌شنود تو گوش مکن

دربند خودی زین سیر شدی
گیری سر خود ای بی‌سر و بن

چون مستمعان جمله بروند
گویم غم نو با یار کهن

کی سیر شود ماهی ز تری
یا تشنه حق از علم لدن

گر سیر شدند این مستمعان
جان می‌شنود از قرط اذن

کتاب رمان شب‌های روشن
مصاحبه با فروغ فرخزاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
از من بپرس
×