یک قوصره پر دارم ز سخن (2094)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۶/۱۴
-
اندازه متن
+
یک قوصره پر دارم ز سخن
جان میشنود تو گوش مکن
دربند خودی زین سیر شدی
گیری سر خود ای بیسر و بن
چون مستمعان جمله بروند
گویم غم نو با یار کهن
کی سیر شود ماهی ز تری
یا تشنه حق از علم لدن
گر سیر شدند این مستمعان
جان میشنود از قرط اذن
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
لیک فردا خواهد او مردن یقین (160-3)
بخش ۱۶۰ - خبر کردن خروس از مرگ خواجه
لیک فردا خواهد او مردن یقین گاو…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
