آمد بسوی مسجد زاهد مردی
-
اندازه متن
+
آمد بسوی مسجد زاهد مردی
و آمد به سوی میکده می پروردی
این جام همی گرفت و آن نوحه به کف
هردو ز پی خلاص جان از دردي
آمد بسوی مسجد زاهد مردی
و آمد به سوی میکده می پروردی
این جام همی گرفت و آن نوحه به کف
هردو ز پی خلاص جان از دردي
در چشم چراغ کس نه دودی باشی زان به که برای خویش سودی باشی
نابودن تو…
زردها بیخود قرمز نشدهاند قرمزی رنگ نینداخته است بی خودی بر دیوار. صبح پیدا شده از آن طرف کوه ازاکو…

