ابرآمد و باغ شد از او در زیور
-
اندازه متن
+
ابرآمد و باغ شد از او در زیور
آشفته بر او شدند گلها یکسر:
ما همنفسانیم در این باغ، چرا
یک صبح نه بیشتر زید نیلوفر؟
ابرآمد و باغ شد از او در زیور
آشفته بر او شدند گلها یکسر:
ما همنفسانیم در این باغ، چرا
یک صبح نه بیشتر زید نیلوفر؟
این ابر نه بر تو نه به من میگرید نه نیز به روی یاسمن میگرید
بر…
آمد ز درم دوست، زمانی چه مدید، افسوس کنان که موی گشتت چه سپید
گفتم: چو…

