از هر کس گوشه کرده بگریختهام
-
اندازه متن
+
از هر کس گوشه کرده بگریختهام
وز هرچه نه دمساز بگسیختهام
چون هیچکس آزاده ندیدم چون وی
پوشیده به دامان وی آویختهام
از هر کس گوشه کرده بگریختهام
وز هرچه نه دمساز بگسیختهام
چون هیچکس آزاده ندیدم چون وی
پوشیده به دامان وی آویختهام
گفتا چه کنم ز شکوهی جانسوزت گفتم چه کنم زناوک دلدوزت
دیروز برد نیمی از جان…
شمع از سر سوز اشک حسرت میریخت پروانه از او خونش به رغبت میریخت.
در دایره…

