گفتم که چو آتشی برانگیختهام
-
اندازه متن
+
گفتم که چو آتشی برانگیختهام
گفتا که چو باد برتو آویختهام
گفتم اگر آب چشم بنشاند گفت
هیهات که با خاک تو آمیختهام
گفتم که چو آتشی برانگیختهام
گفتا که چو باد برتو آویختهام
گفتم اگر آب چشم بنشاند گفت
هیهات که با خاک تو آمیختهام
در دایره ممکن ناممکن زیست من راهت بنمایم ای مرد که چیست:
هشیار به هر چیز…
چندانم کوفتی که هموار شدم چندانم خواندی که من از کار شدم
باور مکن افسوس کسی…

