شمع از سر سوز اشک حسرت میریخت
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۳/۱۱/۱۶
-
اندازه متن
+
شمع از سر سوز اشک حسرت میریخت
پروانه از او خونش به رغبت میریخت.
در دایره هرکه که داشت نوبت و آنجا
در ساغر هر که می ، به نوبت میریخت.
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
ما راست گنه از تو چه مکتوم بود
ما راست گنه از تو چه مکتوم بود بی هیچ گنه قصه نه مختوم بود
پندار…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
نیما یوشیج 
