افسرد به باغ من گل زرد مرا
-
اندازه متن
+
افسرد به باغ من گل زرد مرا
هیهات! ندانست کسی درد مرا
دل مرده چراغ من در این تنگ رواق
افروخت دمی که ناتوان کرد مرا
افسرد به باغ من گل زرد مرا
هیهات! ندانست کسی درد مرا
دل مرده چراغ من در این تنگ رواق
افروخت دمی که ناتوان کرد مرا
آمد چه زمان؟ شبی. چه وقتی؟ به سحر خامش خامش نهاد گوشم بر در
چون دید…
جستیم ز جرم خاک تا کنه وجود بس از پس پرده، بر ما گشود
آن بحر…

