دیری است خیالی به سرم میگذرد
-
اندازه متن
+
دیری است خیالی به سرم میگذرد
تاسوی کدام منزلم در سپرد
خام آنکه خبر نیستش از قصه ی من
و او خواهد در پرده ی من راه برد.
دیری است خیالی به سرم میگذرد
تاسوی کدام منزلم در سپرد
خام آنکه خبر نیستش از قصه ی من
و او خواهد در پرده ی من راه برد.
از گونه چو صبح، سرخی انگیخته بود، با موی سیه، به شب در آمیخته بود
دانستم…
دیدی که چه آن شیخ فضیلت پرداز نادانی من نمود و فاش آمد راز
در شعرم…

