مهتاب دمید و گل بیفروخت چو خون
-
اندازه متن
+
مهتاب دمید و گل بیفروخت چو خون،
می گیر و رها شو دمی از چند و ز چون
گر برنهدت زمانه اندوه مخور،
ور برکشدت مباش ایمن زفسون
نیما یوشیج 
