آکادمی پلیکان

گفتا دلت اندر شب وصل من چون؟

- اندازه متن +

گفتا دلت اندر شب وصل من چون؟
گفتم به خیال روز هجرت همه خون!

گفت ار ندهد دست هم اینت؟ گفتم:
پای طلبم نه از رهت هست برون

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×