گفتا دلت اندر شب وصل من چون؟
-
اندازه متن
+
گفتا دلت اندر شب وصل من چون؟
گفتم به خیال روز هجرت همه خون!
گفت ار ندهد دست هم اینت؟ گفتم:
پای طلبم نه از رهت هست برون
گفتا دلت اندر شب وصل من چون؟
گفتم به خیال روز هجرت همه خون!
گفت ار ندهد دست هم اینت؟ گفتم:
پای طلبم نه از رهت هست برون
افتادم از چشم و به دامان شدمش آورد نظر سوی گریبان شدمش
من سیل سرشکم که…
گرچه دلم با تو دارد پیوند ور چند جفا داشتنت نیست پسند
ورد من چون عراقی…

