میخواست ز جور او سخن بدهم ساز
-
اندازه متن
+
میخواست ز جور او سخن بدهم ساز
افکند ره من به بیابان دراز
فریاد من ار بگوش او ناید باز
دوراست ره و میرد در راه، آواز
میخواست ز جور او سخن بدهم ساز
افکند ره من به بیابان دراز
فریاد من ار بگوش او ناید باز
دوراست ره و میرد در راه، آواز
این ابر نه بر تو نه به من میگرید نه نیز به روی یاسمن میگرید
بر…
پرسیدم از رود: کت آن نغمه چه بود با /انکه به گوشمال تو دست گشود؟
گفتا…

