آکادمی پلیکان

می‌خواست ز جور او سخن بدهم ساز

- اندازه متن +

می‌خواست ز جور او سخن بدهم ساز
افکند ره من به بیابان دراز

فریاد من ار بگوش او ناید باز
دوراست ره و میرد در راه، آواز

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×