میخواست ز جور او سخن بدهم ساز
-
اندازه متن
+
میخواست ز جور او سخن بدهم ساز
افکند ره من به بیابان دراز
فریاد من ار بگوش او ناید باز
دوراست ره و میرد در راه، آواز
میخواست ز جور او سخن بدهم ساز
افکند ره من به بیابان دراز
فریاد من ار بگوش او ناید باز
دوراست ره و میرد در راه، آواز
در دامن این مخوف جنگل و این قله که سر به چرخ سوده است اینجاست که مادر من زار گهواره…
میمیرم اگر نام تو دارم بر لب بی نام تو روز من نماید چو شب
با…

