میخواست ز جور او سخن بدهم ساز
-
اندازه متن
+
میخواست ز جور او سخن بدهم ساز
افکند ره من به بیابان دراز
فریاد من ار بگوش او ناید باز
دوراست ره و میرد در راه، آواز
میخواست ز جور او سخن بدهم ساز
افکند ره من به بیابان دراز
فریاد من ار بگوش او ناید باز
دوراست ره و میرد در راه، آواز
اسباب سخن تا نه مهیاست مگو تا همچو دلت زبان نه گویاست مگو
باید که تو…
گفتم: چه کند با من موی سیهش گفتا: به من آر تا گشایم گرهش
گفتم که…

