نادان ترسد کجا چهاش باشد کم
-
اندازه متن
+
نادان ترسد کجا چهاش باشد کم
وآنگه زکم و کاست در افتد در غم
دانا ترسد که اندر این معرکه کی
نادان بفزایدش به سرباری هم
نادان ترسد کجا چهاش باشد کم
وآنگه زکم و کاست در افتد در غم
دانا ترسد که اندر این معرکه کی
نادان بفزایدش به سرباری هم
گویند به دل غمش نیندوخته به از آتش عشق، دیده بر دوخته به
من حكمت این…
افروخت چراغ خانهام تا به سحر یک لحظه نه برگرفتم از راه نظر
صد قافله بگذشت…

