نادان ترسد کجا چهاش باشد کم
-
اندازه متن
+
نادان ترسد کجا چهاش باشد کم
وآنگه زکم و کاست در افتد در غم
دانا ترسد که اندر این معرکه کی
نادان بفزایدش به سرباری هم
نادان ترسد کجا چهاش باشد کم
وآنگه زکم و کاست در افتد در غم
دانا ترسد که اندر این معرکه کی
نادان بفزایدش به سرباری هم
دیریست نعره میکشد از بیشهی خموش کککی که مانده گم. از چشم ها نهفته پری وار زندان بر او شده…
یک روز ز مردمی امانی جستیم روز دگر از امان نشانی جستیم
دانی چه به کف…

