هرچند که گفتم و همه در سفتم
-
اندازه متن
+
هرچند که گفتم و همه در سفتم
یک حرف از آنچه بود، من ناگفتم
حاصل که به یاد تو بسی آشفتم،
و آخر به تن خسته به کنجی خفتم
هرچند که گفتم و همه در سفتم
یک حرف از آنچه بود، من ناگفتم
حاصل که به یاد تو بسی آشفتم،
و آخر به تن خسته به کنجی خفتم
حیف است که چون کوزه بمانی خوش تا آنکه چه کس تو را کشد بر سر دوش
بشگفت، به گل گفتم، با دست بهار ابر از ره "کالچرود" می گیرد بار.
گل گفت:…

