گفتم: نفس تو راحت تن باشد
-
اندازه متن
+
گفتم: نفس تو راحت تن باشد
گفتا: چه کسی راحت بی من باشد؟
گفتم گر از او روزی بگسستی؟ گفت:
باید به خیال روز بستن باشد
گفتم: نفس تو راحت تن باشد
گفتا: چه کسی راحت بی من باشد؟
گفتم گر از او روزی بگسستی؟ گفت:
باید به خیال روز بستن باشد
از دست غمت دست به دستم افتاد تا چشم برآن دو چشم مستم افتاد
بر پای…
سر در پس زانویم و دل بر سر دست اندیشه که روزگار چونم بشکست
من دانم…

