گفتم: نگهی اگر بر آب اندازم
-
اندازه متن
+
گفتم: نگهی اگر بر آب اندازم
گفتا: رخ خود نقش برآن میسازم
گفتم: دل زد خواهم بر دریا گفت:
دینار بهای خون نمی پردازم
گفتم: نگهی اگر بر آب اندازم
گفتا: رخ خود نقش برآن میسازم
گفتم: دل زد خواهم بر دریا گفت:
دینار بهای خون نمی پردازم
گفتم به دل: ای گوش بر آوای جرس هر لحظه به سویی شدنت چیست هوس؟
گفتا:…
چون دانهی انگورم بفشار و بنه در حبسگه خمم بیازار و بنه
دانم چو تو باز…

