ای کاش در حینِ بوسه لبهایم را ببلعی
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۳/۰۸/۲۰
-
اندازه متن
+
ای کاش در حینِ بوسه،
لبهایم را ببلعی
آرام
آرام
چانهام را ببلعی
چشمهایم
مژهها
موها وُ
گردن وُ
سینهام را ببلعی
وَ تا انگشتِ کوچکِ هر پا
پیش بروی.
وَ ای کاش گلویِ گرمِ تو
لولهای مستقیم
به رَحِم داشت
تا بعد از هر بوسه
نُه ماه در دلت زندگی میکردم.
عجب صبحِ قشنگی پردهها سایه ندارند
عجب صبحِ قشنگی پردهها سایه ندارند خورشید از تمام خانه طلوع کرده است.
پوریا پلیکان 
