عجب صبحِ قشنگی پردهها سایه ندارند
-
اندازه متن
+
عجب صبحِ قشنگی
پردهها سایه ندارند
خورشید از تمام خانه طلوع کرده است.
عجب صبحِ قشنگی
پردهها سایه ندارند
خورشید از تمام خانه طلوع کرده است.
موشی که از کنار تختم میگریخت تکهای از خوابهایم را در دهانش گرفته بود خوابها نُتهای موسیقیاند و این همه…
پشتِ دیوارهایشان را دیدهام. چشمهای من میتوانند آنسوی اجسام را ببینند. اتاقهایشان باغهایشان استخرها وُ حمامهایشان را دیدهام. من از…

