ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
فروخت
(فُ) (مص مر.) فروش، فروختن. مق خرید.
فروختار
(فُ) (ص فا.) = فرختار: فروشنده.
فروختن
(~.) (مص مر.) نک افروختن.
فروختن
(فُ تَ) [ په. ] (مص م.)
۱- دادن کالا به کسی در مقابل دریافت پول.
۲- وانمود کردن، به رخ کشیدن.
فروخته
(فُ خْ تِ) (ص مف.) افروخته.
فروختگی
(فُ تِ) (حامص.) نک افروختگی.
فرود
(فُ) [ په. ]
۱- (اِ.) زیر، پایین.
۲- اندرون.
۳- بخش زیرین جایی.
۴- الگوهای ملودیک برای بازگشت به مُدِ اولیه یا مایه اصلی (موسیقی).
۵- توالی آکوردها به عنوان پایان یا تقسیم یک قطعه موسیقیایی.
فرود آمدن
(~. مَ دَ) (مص ل.) پایین آمدن.
فرود آوردن
(~. وَ یا وُ دَ) (مص م.)۱ - پایین آوردن.
۲- پیاده کردن.
فرود داشتن
(فُ. تَ) (مص ل.)
۱- پایین داشتن.
۲- به آخر رسانیدن.
۳- نگه داشتن، محافظت کردن.
فرودست
(فُ. دَ) (ص مر.)
۱- زیر دست.
۲- پست، فرومایه.
فرودستی
(~. دَ) (حامص.) پستی، حقارت.
فروده
(فُ دِ یا دَ)
۱- (ص.) بریان کرده، برشته گردیده.
۲- (اِ.) چوبی که در پس درِ خانه اندازند.
فرودگاه
(فُ) (اِمر.)
۱- محل فرود آمدن.
۲- محوطه مخصوص نشستن هواپیما.
فرودین
(فَ رْ وَ دَ) (اِمر.) مخفّف فروردین.
فرودین
(فَ وَ)
۱- (ص نسب.) زیرین، پایینی.
۲- (اِ.) چهارچوب، آستانه در.
فرور
(فَ وَ) (اِ.) نک فروهر.
فرورد
(فَ وَ) (اِ.) نک فروهر.
فروردگان
(فَ وَ رْ دْ) (اِمر.) = فروردیان: جشنی بوده که ایرانیان به مدت ده شب و روز یعنی پنج روز آخر سال، پنج روزِ پنجه دزدیده یا خمسه مستسرقه به یاد فروهر در گذشتگان برپا میکردند.
فروردین
(فَ وَ) [ په. ] (اِ.)
۱- اولین ماه از هر سال شمسی که خورشید در حرکت ظاهری خود در برج حَمَل (برّه) قرار میگیرد.
۲- نام روز نوزدهم از هر ماه شمسی.