ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
بومهن
(مَ هَ) (اِ.) زمین لرزه، زلزله.
بومی
(ص نسب.) منسوب به بوم، اهل محل، اهل ناحیه، محلی.
بون
(اِ.) بچه دان، زهدان.
بون
(بَ) [ ع. ] (اِ.) دوری، جدایی.
بون
(اِ.) = بن: نهایت و پایان هر چیز، بیخ.
بونکر
(بُ کِ) [ انگ. ] (اِ.) مخزن ثابت یا متحرک ذخیره مواد فلهای مانند سیمان و گندم.
بوژ
(اِ.)
۱- گرداب.
۲- سنگینی حال و تب و حرارت بدن.
بوژنه
(نِ) (اِ.)
۱- شکوفه، شکوفه درخت.
۲- غنچه.
بوک
(بُ) (شب جم.) شاید که، مگر.
بوکان
(اِ.) زهدان، رحم.
بوکس
(بُ) [ فر. ] (اِ.) ورزشی که در آن ورزشکار با استفاده از مشت با ورزشکار دیگر مبارزه میکند، مشت زنی.
بوکسور
(بُ سُ) (ص فا.) ورزشکاری که با استفاده از مشت به مبارزه با ورزشکار دیگر بپردازد، مشت زن.
بوکشیدن
(کِ دَ) (مص م.)
۱- بوی چیزی را استشمام کردن.
۲- پی به مطلبی بردن.
بوکه
(بُ کِ)
۱- کلمه تمنی '، کاشکی.
۲- (ق.) مگر.
بوگندو
(گَ) (اِصت.)
۱- دارای بوی بسیار بد.
۲- جهت ابراز تنفر به کسی یا چیزی گفته میشود.
بوی سوز
(اِمر.) مجمر، آتشدان.
بویا
[ په. ] (ص.) خوشبو، معطر.
بویایی
(حامص.)یکی از حواس پنجگانه انسان، شامُه.
بویناک
(ص مر.)دارای بوی بد، بدبو، متعفن.
بویه
(یِ) (اِ.)
۱- آرزومندی.
۲- آرزو.