ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

بک هند

(بَ هَ) [ انگ. ] (اِ.) ضربه‌ای که به توپ با پشت راکت در بازی‌هایی چون تنیس و تنیس روی میز زده می‌شود.

بک ولک

(بُ کُ لُ) = پک و لک:
۱- (ص.) ناهموار، درشت.
۲- (اِ.) بی عقلی.
۳- بی هنری.

بکاء

(بُ) [ ع. ]
۱- (مص ل.)گریستن.
۲- (اِمص.) گریه.

بکار آمده

(بِ دِ) (اِمف.)
۱- کار کرده، با - تجربه.
۲- به درد بخور.

بکارت

(بِ رَ) [ ع. بکاره ]
۱- (مص ل.) دوشیزه بودن.
۲- (اِمص.) دختری.
۳- تازگی.

بکبکه

(بَ بَ کِ) (اِ.)
۱- نان خورشی که از کشک و روغن آمیخته سازند.
۲- فساد کننده.
۳- در عربی به معنی ازدحام، رفت و آمد.

بکتاش

(بَ) (اِمر.)
۱- هر یک از خادمان یک امیر.
۲- بزرگ ایل و طایفه.

بکتر

(بَ تَ) (اِ.) زره، لباس جنگی ساخته شده از آهن و فولاد.

بکر

(بِ) [ ع. ] (ص.)
۱- دختر دوشیزه.
۲- تازه، دست نخورده.
۳- اندیشه نو.

بکره

(بُ رِ یا رَ) [ ع. بکره ] (اِ.) بامداد پگاه، پگاه.

بکسل

(بُ سِ) [ انگ. ] (اِ.) عمل یا فرایند یدک کشیدن یک وسیله نقلیه با وسیله نقلیه دیگر.

بکسور

(بُ سُ) [ انگ. ] (اِ.) مشت زن.

بکلی

(بِ کُ لّ) [ فا - ع. ] (ق مر.) کلاً، تماماً.

بکم

(بُ) [ ع. ] (اِ.) جِ ابکم ؛ گنگان، لالان. ؛صم و ~کران و گنگان.

بکم

(بَ کَ) (اِ.) نک بقم.

بکم

(بَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) گنگ شدن.
۲- (اِمص.) گنگی.

بکنک

(بَ نَ) (ص.) حیوان دم بریده.

بکور

(بُ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) پگاه خاستن.
۲- بامداد رفتن.
۳- بامداد کردن.
۴- (ا ِمص.) پگاه خیزی، سحرخیزی.

بگاه

(بِ) (ق مر.)
۱- به وقت، به موقع.
۲- صبح زود، هنگام فجر.

بگشن

(بِ گُ) (ص.) نَرخواه.