ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
دخانیات
(دُ یّ) [ ع. ] (اِ.) جِ دخانیه ؛ اقسام توتون و تنباکو که برای دود کردن استعمال کنند.
دخت
(دُ خْ) [ په. ] (اِ.) دختر.
دختر
(دُ تَ) [ په. ] (اِ.)
۱- فرزند مادینه، بنت، دخت.
۲- دوشیزه، زن مرد ندیده.
دختراندر
(~. اَ دَ) (اِمر.) دختری که از شوهر دیگر یا زن دیگر باشد.
دخترخانم
(~. نُ) (اِمر.) دوشیزه نوجوان.
دختری
(دُ تَ) (حامص.) دوشیزگی، بکارت.
دختندر
(دُ خْ تَ دَ) (اِ.) نک دختراندر.
دخش
(دَ) (اِ.)
۱- آغاز، ابتداء.
۲- آغاز معامله.
۳- دستلاف.
دخش
(~.) (ص.) تیره و تاریک.
دخش
(~.) [ ع. ] (مص ل.) داخل شدن، درآمدن.
دخل
(دَ) [ ع. ] (اِ.) درآمد، عایدی.
دخله
(دُ لَ) [ ع. دُخلَه ] (اِ.) باطن، درون.
دخم
(دَ) [ په. ] (اِ.) دخمه.
دخمسه
(دَ مَ س) [ ع. دخمسه ] (مص م.) فریب دادن، گول زدن.
دخمه
(دَ مِ) (اِ.) سردابهای که جسد مردگان را در آن نهند.
دخن
(خُ) [ ع. ] (اِ.) ارزن.
دخنه
(دُ نَ یا نِ) [ ع. دخنه ] (اِ.)
۱- رنگ تیره.
۲- آن چه که برای دود دادن خانه به کار برند.
دخو
(~.) (ص.) ساده لوح، کودن.
دخو
(دَ) (اِمر.) دهخدا، کدخدا.
دخول
(دُ) [ ع. ] (مص ل.) داخل شدن، درآمدن.