ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
دراز گوش
(~.) (اِمر.)
۱- الاغ، خر.
۲- خرگوش.
درازا
(~.) (اِ.) درازی، کشیدگی.
درازدست
(~. دَ) (ص مر.) متجاوز، حریص، طماع.
درازدستی
(~. دَ)(حامص.)۱ - تجاوز، تعدی.
۲- دست به مال و ناموس مردم دراز کردن.
درازنای
(~.) (اِمر.) درازا، طول.
درازنفس
(~. نَ فَ) [ فا - ع. ] (ص مر.) (کن.) پرگوی، پرحرف.
درازی
(~.) (حامص.) درازا، طول.
دراست
(دِ سَ) [ ع. دراسه ] (مص ل.)
۱- دانش آموختن.
۲- به درس رو آوردن.
دراعه
(دُ رّ عِ) [ ع. دراعه ] (اِ.) جامه دراز که مشایخ و زهاد به تن کنند.
درافتادن
(دَ. اُ دَ) (مص ل.)
۱- درگیر شدن، حمله ور شدن.
۲- روی آوردن.
درام
(دِ) [ فر. ] (اِ.)۱ - نمایشنامه.
۲- نمایشنامهای که در آن همه گونه رویدادی وجود دارد، چه غم انگیز، چه شادی آور.
دراماتیک
(دِ) [ فر. ] (ص نسب.) نمایشی مربوط به درام.
دراندن
(دَ دَ) (مص م.) درانیدن.
درانیدن
(دَ دَ) (مص م.) پاره کردن، چاک دادن.
دراهم
(دَ هِ) [ ع. ] (اِ.) جِ درهم.
دراک
(دَ رّ) [ ع. ] (ص.) کسی که امور را دریابد، نیک دریابنده.
دراگ استور
(دِ اِ تُ) [ انگ. ] (اِ.) داروخانه بزرگ که در آن علاوه بر دارو اجناس دیگری مانند لوازم آرایش، اسباب بازی و اشیای لوکس و غیره نیز میفروشند.
درای
(دَ) (اِ.)
۱- زنگ بزرگ، جرس.
۲- پُتک آهنگران.
درایت
(دِ یَ) [ ع. درایه ]
۱- (اِمص.) دریافت، آگاهی.
۲- (اِ.) مزاج، عادت.
۳- سرشت، نهاد.
۴- (مص م.) دانستن، دریافتن.
دراییدن
(دَ دَ) (مص ل.) سخن گفتن، سخنِ بی معنی گفتن.